پیدا





سندروم گریه

درخواست حذف اطلاعات

اقا این مریضی من پیشرفت کرده...بذارین بگم...قبلا دوزش کم بود...در حد اهنگ...الان هر چی اهنگه شاد تر باشه و صدا خواننده هه شاد تر...متنشو میگم در درجه اول...من شدید تر بغض میکنم و گریه میکنم...تبلیغ تی وی چیه؟؟؟شاد باشه گریم میگیره غمگین باشه گریم میگیره...تو ا که دیگه هم همینه وضعیت...حالا همه اینا به کنار بدتر از همه دیروز تو این جشن عقده....دوماد واسه عروس داشت خیر سرش من یه پرندم میخوند...احساس چقدر خوشبختن...یه اخی از ته دل گفتم و نیشمو باز و با ذوق نگاشون ...بعد دیدم بله چشام داره خیس میشه...روانی گدیت واس چیه....بمرگ خودم چلم....عروس هیچ ربطی به من نداره...هیچیا...دختر دوست خودم دختر دوست مامانم و دختر خواهر دوست صمیمی مامانم...اصلا دختره رو ندیده بودم...حرفم نزدیم...بعد زرت....ینی خاک تو سرم...به همه میگم من ادم احساساتی ای نیسم بعد با دیدن یه لحظه خوشی مطلق زرت گریم میگیره...چمه واقعا...نگرانم... بعد یه چیز جالب کشف ...من از عروس شدن متنفرم...ینی اگه احیانا ازدواج کنم حداکثر یه جشن تو کلش میگیرم باقیو میدم خیریه...ببینین اول که ماس شیو کنیم که یا حسین...بعد باید بریم ید...این قبلشه ها ولی کلا...کلی پول بالا لباس بدی..بعد کلی پول کرایه تالار و ماشین و کوفت و درد...بعد یه صبح تا شب زیر دست ارایشگر که چه...خوشگل شی...بعد بری جلو یه دوربین خسته و کلی طبق خواست اون باشی...بعد باس ید که میشی نقطه توجه مطلق...منم که داغونم تو ...بعد با دوماد...بعد دوماد هم شیش پله بدتر از من باشه دیگه یا حسین...در واقع هدر رفت پول...انرژی...و مهمتر از همه زمانه...بهشم که فک میکنم لباس عروس بخوام بپوشم عصبی میشم...اه عق....چیه میگن بدون شک ارزوی هر دختریه...خلاصه که باید یه گوشه دنج و بی استرس به من بدن تا سیر گریه کنم شاید این سندرومه درمان شد